مـــیـــم . عـــیــــن

همـه گــویند به انگــشت اشـاره مگــر ایـن عــاشق دلــسوخــته اربـاب نـدارد

مـــیـــم . عـــیــــن

همـه گــویند به انگــشت اشـاره مگــر ایـن عــاشق دلــسوخــته اربـاب نـدارد

مـــیـــم . عـــیــــن

نگــاه مـن منتــظر

یکــ نیـم نگـاه

تـوســت

خـودت انـتـخـاب کـن
خـانـه هـای دیـگر مجـازی


🔹 نمی توانستم پیام علیرضا را باور کنم، یک سال گذشت و من نتوانستم عشق خود را ابراز کنم و نرگس دیگر رفته است. خاله ام بخاطر اینکه رابطه ی صمیمی که با آن ها نداشته نفهمیده که کجا رفتند و این چه تقدیری بود، نمیدانم چون هنوز گیج و مبهوت هستم ! روز ها گذشت دیگر کم تر می خندیدم. هر کسی با او در ارتباط بودم متوجه شکسته تر شدن روز به روز من میشد.


🔸 درس اخلاق داشتیم اول از همه وارد کلاس شدم، استاد طباطبایی درس را با حدیثی از پیامبر (ص) شروع کرد که فرمود برترین جهاد مبارزه با هوای نفس است. استاد در ادامه گفت: امّا بچه ها یک مسئله ای هم هست اینِ که یک وقت شما فکر نکنید شهدا جهاد شان جهاد اصغر بوده و کار کمی کردند به نظر شما این جهاد اکبر نیست که خونه و مادر و همسر و پدر و فرزند خود را ترک کردند و از دلبستگی ها دست برداشته اند و به جهاد رفته اند !؟ امروز هم می بینیم که چقدر شهید در جبهه مقاومت و مدافعان حرم داریم.

🔹 اولین جرقه ای در من خورد که به خود برگردم و چقدر خودم را زود باخته ام تا اینکه جرقه ی دوم را استاد با این حرف به من زد: معشوق حقیقی خدا است مبادا به غیر او دل ببندید که همه فانی است و همه فقیر الا ذات خداوند. کلاس تمام شد و در راه خانه فکرم مشغول بود چه خواهم کرد !؟ زمزمه می کردم ای دل چه می کنی ؟! می روی یا می مانی !؟

🔸 در گوشه ی اتاقم نشسته بودم و مادرم آمد گفت چه می کنی !؟ امروز چرا نور بالا میزنی پسرم ؟! سریع رفتم اصل مطلب و گفتم مادر جان می خواهم بروم ثبت نام کنم برای مدافع حرم ! چهره ی مادرم غمگین شد ولی از آن جایی که فردی معتقد و مقید و عاشق بود و من این سه کلمه را در طول زندگی در مادر در فعل او دیده ام گفت: نه می توانم بگم برو نه می توانم بگم نرو، شب فکر هایم را می کنم.


🔹 در طول شب از اتاق مادر صدای گریه می آمد و من جرات نمی کردم وارد اتاق او شوم، اذان صبح که داد رفتم تا وضو بگیرم، مادرم آمد و کنارم ایستاد، گفت : برو پسرم ، اگر تو نروی پس کی برود !؟


▪️ ادامه دارد ...

میم عین

حرف دل شما  (۰)

حرف دلت را بنویس

بفرست دلنوشته هایت را

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">