مـــیـــم . عـــیــــن

همـه گــویند به انگــشت اشـاره مگــر ایـن عــاشق دلــسوخــته اربـاب نـدارد

مـــیـــم . عـــیــــن

همـه گــویند به انگــشت اشـاره مگــر ایـن عــاشق دلــسوخــته اربـاب نـدارد

مـــیـــم . عـــیــــن

نگــاه مـن منتــظر

یکــ نیـم نگـاه

تـوســت

خـودت انـتـخـاب کـن
خـانـه هـای دیـگر مجـازی


🔹 بعد اتمام قرآن خوانی مادر، بوسه ای بر سرم زد و گفت: خوبی پسرم ؟! دستش را گرفتم و بوسه ای هم سهم من شد از این عاطفه مادر پسری ! مادر بلند شد و سفره ی شام آورد و من نیز از جای خود بلند شدم تا به او کمک کنم. در آشپزخانه بودیم که به او گفتم مادر شما و پدر چگونه آشنا شدید !؟ مادر خندید و گفت این را هزار بار پرسیده ای و هزار بار گفتم که در ما همسایه دیوار به دیوار بودیم و ...

🔸 روز ها گذشت و من اشتیاقم به دانشگاه رفتن زیاد شد امّا نه بخاطر درس بلکه به خاطر او و هر روز که او را می دیدم و وقتی در کلاس با دوستانش حرف میزد و وقتی از کنار من قدم میزد و رد میشد عاشق تر میشدم. شب دوشنبه ی سرد پائیزی با مادرم رفتیم خانه خاله ام. زنگ را زدم و علیرضا در را باز کرد و حین رفتن به طبقه ی دوم من خاطره ی اولین دیدار را به یاد آوردم و آهی کشیدم، مادرم گفت پسر جان طوری آه میکشی که آدم دلش به درد می آید ! 

🔹 وارد خانه که شدیم و گفتم: خاله چایی را بیار که گرم شوم او هم آمد لپم را آنقدر محکم کشید که کم مانده بود دادم به هوا برود و گفت چشم خاله، نمی دانستم بخندم یا گریه کنم. مادرم پرسید پس علی آقا کجا هستند که علیرضا مجال پاسخ به خاله نداد و گفت رفته ماموریت تهران ! بعد خوردن چایی تا اینکه خاله جان شام آماده کند رفتیم اتاق علیرضا، نشستم روی تخت خواب و به فکر فرو رفتم که علیرضا یکدفعه فکر و خیالم را قطع کرد و گفت پسر خاله یک سال گذشته است و تو هنوز نمی خواهی به خاله بگویی تا به خواستگاری نرگس خانم بیائید ؟!

▪️ ادامه دارد ...

میم عین

حرف دل شما  (۳)

یک ساااااااااااال؟! هعی...
حرف دل حقیر:
نباید عشقش را پنهان میکرد !
کی نباید پنهان میکرد؟
حرف دل حقیر:
" سید محمد " داستان را عرض میکنم یک سال گذشت و حرفی نزده است !
نمیدونم, شاید...
حرف دل حقیر:
بله

بفرست دلنوشته هایت را

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">