مـــیـــم . عـــیــــن

همـه گــویند به انگــشت اشـاره مگــر ایـن عــاشق دلــسوخــته اربـاب نـدارد

مـــیـــم . عـــیــــن

همـه گــویند به انگــشت اشـاره مگــر ایـن عــاشق دلــسوخــته اربـاب نـدارد

مـــیـــم . عـــیــــن

نگــاه مـن منتــظر

یکــ نیـم نگـاه

تـوســت

خـودت انـتـخـاب کـن
خـانـه هـای دیـگر مجـازی

۱۶۱۶ مطلب با موضوع «کــوتــاه نـوشــت» ثبت شده است

خِلقت شما ای پدر مهربانی ها
فَتَبارَکَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِینَ
گفتن داشت برای اینکه
وَ اِنَّکَ لَعَلى خُلُق عَظِیم ...

میم عین

تفکر سکولاریسم
بعضی از مسئولین
این نظام بخاطر
رفاه خودش است
برای همین نقش
آمریکای مستکبر
در سینه اش
حک شده است ...

میم عین

روایت ما از آنجایی
شروع شد که خدا
عاشقت بود و بعد از
نَفَخْتُ فِیهِ مِن رُّوحِی
من نیز عاشقت شدم
حضرت مادر (س) ...

میم عین

راهی کربلایم،

هر چه دارم

جا میگذارم،

فقط دلم را

می برم ...

میم عین

گناهش چیست ؟!

بمب هایتان هم

نمی تواند عشق

علی (ع) را از 

قلب او خارج کند ...

میم عین

حق داری

خون جاری

شود از

چشم هایت

حضرت یار،

آخر زینب کجا

و اسارت کجا ؟!

میم عین

جمعه ها

آفریده شده

شاید برای 

من تا این

تنهایی را

حس کنم

و به خود

بیایم و تو

را بجویم ...

میم عین

رقیه گفت

بااا ب ب ا

بالای نیزه ای

پس چگونه

من بوسه زنم

بر پیشانی ات ؟!

میم عین

در بازی

بین المللی

مجوز گذرم

نمی آید !

لیاقت را

قبول، ندارم !

کرم را 

که تو داری !

نیم نگاهی ...

میم عین

فیلم نامه ی

نتانیاهو در

کاخ سفید

با موضوع :

ترامپ خود را

به دیوانگی

بزن ...

میم عین

یک روز

سرد پائیزی

فقط خاطرات

دستان گرم

تو را به یادم

می اندازد ...

میم عین

می خواهم دنیا

را با چشمان

تو ببینم اما تا

زمانی که چشمم

به چشمت نیافتد

به کوری دُچارم ...

میم عین

برای شکستن

آمده ای و تا

دستت خالی

نماند و احساس

شکست نکنی

دل را تقدیمت

می کنم ...

میم عین

واژه ها هم

شبیه تو شدند

از من دور 

می شوند تا

تو را حتی در

یک کلمه هم

نداشته باشم ...

میم عین

آسمان دلم

خورشید دارد !

مگر نمی بینی

تو نیستی و 

پژمرده شده ام،

محتاج نورم ...

میم عین

از خزانه ی امریکا

خنجر میخرند برای

سر بریدن محسن ها

بعد می گویند که

تروریست نیستند ...

میم عین

شامی، عروسک

برای بچه هاست،

رقیه سه ساله ای

است که بعد عاشورا

شبیه صد ساله ها

شده است ...

میم عین

نگاهت چقدر

شیرین بود،

اما بعد بیدار

شدن از خواب

تلخی بر دلم

یادگار گذاشت ...

میم عین

دقایقی است

با خودکار قرمز

حرف میزنم،

قرار است 

نامت را از دفتر

خاطرات خط بزند،

گفتم تا کمی آرام 

بر دلم ضربه زند ...

میم عین

حتی ظلمت شب

به خیال اینکه

تو را خواهم دید

روشن است امّا

تو را نمی بینم

بخاطر ظلمت دلم .

میم عین

بدی ام از حد

گذشته که گویا

ابلیس در به در

دنبالم می گردد

برای اینکه تا

استادش شوم ...

میم عین

از برگ های

پائیزی شنیده ام

کمال شان در

این است که

زیر پای تو

بمانند ...

میم عین

دنیای من

در چشمانم

خلاصه میشود

وقتی که تو

را نشان

می دهد ...

میم عین

قول آدم ها

نباید با توجه

به شرایط

عوض شود

اما این روز ها

برای وفا نکردن،

رنگ ها عوض

می کنند ...

میم عین