مـــیـــم . عـــیــــن

همـه گــویند به انگــشت اشـاره مگــر ایـن عــاشق دلــسوخــته اربـاب نـدارد

مـــیـــم . عـــیــــن

همـه گــویند به انگــشت اشـاره مگــر ایـن عــاشق دلــسوخــته اربـاب نـدارد

مـــیـــم . عـــیــــن

نگــاه مـن منتــظر

یکــ نیـم نگـاه

تـوســت

خـودت انـتـخـاب کـن
خـانـه هـای دیـگر مجـازی

تو را دیدم

امّا نشناختم ،

تو مرا دیدی

امّا نه ... ! 

خودت را 

دیده ای ...

میم عین

مرا منکر

می شوند

چرا که 

غیر تو را

انکار میکنم ...

میم عین

آدم سیاسی

شده ام از وقتی

که با نگاهت

در من انقلاب را

رهبری کرده ای ...

میم عین

توان مقابله 

ندارد باران 

آسمان با 

باران چشم

های من وقتی

که یاد تو آید .

میم عین

عید من

روضه است

که جان 

دوباره ای

می گیرم ...

میم عین

شاید دلت یادم 

کرده است که 

دلم هراسان در 

شهر دنبال تو 

در میان این 

همه دید و بازدید 

می گردد ...

میم عین

خدا خواست 

مهربانی خود را 

به زمین آورد ، 

مادر را آفرید ...

میم عین

الهی

فقیرانی که

تو را ندارند 

به ثروت

دنیایی خود

می بالند ...

میم عین

شاید باور

نداشته 

باشی که

تمام باور

من در تو

خلاصه 

می شود ...

میم عین

پاهایم 

می نالند ،

اربعین 

کی میآیی؟!

میم عین

ای یار 

مهارت 

چشمانت

دلربایی و

ابروانت

قبله گاه ...

میم عین

از زمین تا آسمان

من را غم میگرد 

وقتی بین من و تو

از زمین تا آسمان

فاصله است ...

میم عین

خوشا به حال 

آنان که به سوی

تو می دوند ، من

لنگ لنگان راه را

گُم کرده ام ...

میم عین

چه ساده در 

ساخت خانه 

برای این دنیا ما

خانه آخرت را 

خراب میکنیم ...

میم عین

اگر تعریفی 

از عشق ندارند

گناهی هم ندارند

برای این که آن 

چشیدنی است 

نه گفتنی ...

میم عین

من ندارم ز آتش

خاطره ی خوشی از

وقتی که خانه ی

مادر را آتش زدند ...

میم عین

زندگی 

مسابقه ای

است و

کسی برنده

است که

در خط پایان

دست تو 

در دست 

او باشد ...

میم عین

با بنده ای 

حرف زیادی

دل را تاریک

و امّا حرف

با خدا دل 

را روشن 

کند حتی 

زیادی اش ...

میم عین

مرگ نیست 

که می ترساند

گناه است 

که می ترساند .

میم عین

برای خانه نشینی

امیرالمومنین ع ما 

روضه می خوانیم 

امّا ما سال هاست

فرزند او را بدون 

خانه کرده ایم ...

میم عین

پارادوکس 

داستان ما

لبخند های تو

و گریه های 

من هست ...

میم عین

با مرگ باید 

دوست شد 

تا آمدنش

غافلگیر نکند ...

میم عین

حیف است 

گذر عمر دیدن

در کنار جوی 

تا وقتی که 

تو هستی ... 

کنار تو ، من 

می نشینم و 

محو تماشای

تو می شوم ...

میم عین

دل دشمن 

در انتخابات

با کسی است

که در مقابل 

او اظهار ضعف

و ناتوانی کند ...

میم عین