مـــیـــم . عـــیــــن

مـــیـــم . عـــیــــن

نگــاه مـن منتــظر

یکــ نیـم نگـاه

تـوســت

انتخاب کن

اوّل

غارت

بعد

اسارت،

قرار است

بار ها

جان بگیرند ...

هر چه

داشتند

به طرف

گودال

انداختند،

یکی نیزه،

یکی سنگ

و دیگری

با اسب

می تازید ...

طفلان

با یکدیگر

زمزمه

میکنند

کاش که

عمو برگردد

ما دیگر

تشنه

نیستیم ...

وقتی

علی اکبر،

علی اصغر

می شود

چه بر سر

علی اصغر

آمد ... ؟

شام

عاشورا

که شد،

هفتاد و دو

خورشید

طلوع

کرد ...

برای قاسم

شیرین تر

از شهادت،

حسین (ع)

بود ...

تا دیروز

اتحاد ما 

با دیگر

ادیان در

خدا بود

و امروز

حسین (ع)

هم به آن

اضافه

شده است ...

چشم که

هرزه باشد،

موقع روضه

هرز میشود ...

شب های

احیاء همین

شب های

محرم است

که حسین (ع)

دل ها را

زنده میکند ...

من مشرکم،

تو را میخواهم

امّا در کنار دیگر

خواسته هایم؛

می بینی که،

من مشرکم ...

حُر

آزاده نبود،

او بنده ی

زهرا (س)

بود که

هدایت شد ...

نسیم

چادرت را

می لرزاند

همانطور که

تو دلم را 

می لرزانی ...

آه ای محرم

خوش آمدی،

مرا در آغوش

خود پناه بده

از هر آنچه که 

بوی حسینم

را نمی دهد ...

با خود

چه فکری

کرده اند ؟

ما اگر آب

برای خوردن

هم نداشته

باشیم،

مُحَرَم را

هر سال

خواهیم

داشت ...