مـــیـــم . عـــیــــن

همـه گــویند به انگــشت اشـاره مگــر ایـن عــاشق دلــسوخــته اربـاب نـدارد

مـــیـــم . عـــیــــن

همـه گــویند به انگــشت اشـاره مگــر ایـن عــاشق دلــسوخــته اربـاب نـدارد

مـــیـــم . عـــیــــن

نگــاه مـن منتــظر

یکــ نیـم نگـاه

تـوســت

خـودت انـتـخـاب کـن
خـانـه هـای دیـگر مجـازی

مادر پُشت در

تو را صدا می زند

ما ارزش نداریم 

امّا مادرت صدا 

می زند تو را ،

نمی آیی

میم عین

من تو را 

می شناسم 

به نشانه ی

صدای بلند 

تبش قلبم ...

میم عین

شاید اینطور 

پیش برویم 

جای درس های

لیلی و مجنون

از ولنتاین و 

خیانت هایش

کمی بنویسند .

میم عین

سفارش کرده 

زهرا س که آرام

گریه کنند کودکان

امّا با دیدن پهلو 

و دست شکسته 

و صورت نیلی 

چگونه ... ؟!

میم عین

قبرستان !

فقط همین ،

شاید این 

واژه بگوید 

دیگر وقت 

خواب نیست !

میم عین

دیروز در کوچه ای

دَری نیم سوخته ای

دیدم و نشستم 

رو به رویش ، او

روضه می خواند و 

من می گریستم ...

میم عین

خودم را هم از 

یاد می برم وقتی

یاد تو می آید 

به هر بهانه ای ...

میم عین

22 بهمن یعنی

شُکرگزاری از 

خدا برای انقلاب .


پی نوشت : 

شکر نعمت 

نعمتت افزون کند ،

کمی تا ظهور ...

میم عین

روز 22 بهمن مردم

عرفانی ترین شعار

ها را می دهند ...

میم عین

از صد نامه 

یک جواب 

هم نیامد 

صد نامه 

دیگر نویسم

یار عاشق

نامه هایم 

شده است .

میم عین

شاید عزاداران 

ماه مُحرم

گلچین می شوند

برای عزاداری

ایام فاطمیه ...

میم عین

آدم هایی که 

بدون عشق 

زندگی میکنند 

شاید تعریف 

بهتری برای

دوزخ داشته

باشند ...

میم عین

فضای مجازی 

پُر از حرف هایی

که فقط در حد 

حرف ماند !

میم عین

گناه یعنی

وعده ی ابلیس

را بیشتر از وعده

خدا قبول داریم .

میم عین

تشنگی در 

فطرت آدمهاست

امّا بعضی خود 

را مشغول

سراب می کنند .

میم عین

کمی فکر قبل 

خواب که شاید

دیگر بیدار نشوم

خواب را می برد ...

میم عین

خدا هم دلتنگ 

بنده اش می شود

وقتی دیر می کند

قرار بود به سوی

خدا برگردد ...

میم عین

به او گفتند 

فاطمیه در 

راه است 

به کوچه ای 

رسید و 

پاهایش 

سست شد و

به زمین افتاد ...

میم عین

به واژه ها که 

نگاه می کنم ، 

غبطه می خورم 

که تو را در خود 

جای داده اند ....

میم عین

خدا کوثر را

کوثری دهد

که پیامبری

کند تا عالم 

را مدهوش 

حسین کند ... 

میم عین

مورچه های 

قبرستان 

متلک اندازند

خوشمزه ! 

کی می آیی ؟!

میم عین

گاهی از خود که

متنفر می شوم

چه خوب که تو 

هستی تا من

عاشقت شوم ...

میم عین

ای یار چشمانت

جنگ آوران خوبی

هستند که شبیخون

زده اند بر دلم ...

میم عین

این روز ها

عاشق شدن

آسان و عاشق

ماندن سخت 

شده است ،

بگذار حرف 

آخر را اوّل 

بگویم این ها 

هوس است ... !

میم عین