مـــیـــم . عـــیــــن

همـه گــویند به انگــشت اشـاره مگــر ایـن عــاشق دلــسوخــته اربـاب نـدارد

مـــیـــم . عـــیــــن

همـه گــویند به انگــشت اشـاره مگــر ایـن عــاشق دلــسوخــته اربـاب نـدارد

مـــیـــم . عـــیــــن

نگــاه مـن منتــظر

یکــ نیـم نگـاه

تـوســت

خـودت انـتـخـاب کـن
خـانـه هـای دیـگر مجـازی

به غیر تو

نمی بینم،

همه گویند

کافر شده ام

امّا می دانم،

تازه عاشق

شده ام ...

میم عین

شکری 

به شیرینی

نگاه تو

وجود ندارد

و زهری

به تلخی

دوری ات ...

میم عین

به جای قیام

و آزادی امام 

کاظم ع، فقط

به زیارت امام

دیروز یعنی

حسین ع 

می رفتند ...


پی نوشت:

امام زمان عج

خود را یاری کنیم ...

میم عین

جمعه های

بدون تو یعنی

دلبستگی های

ما به غیر تو

ادامه دارد ...

میم عین

قبرستان ها

پُر هستند 

از آدم هایی

که وعده ی

خدا را 

جدی نگرفتند .


پی نوشت : 

إنّا لله وإنّا إلیهِ رَاجعُون

میم عین

خانه خدا در

قلب ماست و 

تنها کلید

باز کردن آن

عشق است ...

میم عین

دل شکستن 

کار هر نامردی است،

دلی شاد کردن که 

کار هر مردی نیست! 

میم عین

همه صدای تو را

با گوش می شنوند

امّا من با جان و دل ...

میم عین

با خود گفتم

چه کسی به

فکر من است ؟!

صدای اذان

از مناره ها

بُلند شد ...

میم عین

یا امیرالمومنین

قبله ی عالم

نشان از تو دارد

یعنی هر که تو 

را ندارد نشانی

از خدا ندارد ...

میم عین

هر که

عاشق شود

شعر گوید

من عاشق 

تو شدم

شاعری از

یادم رفت ...

میم عین

از نشانه ی

خوبان است

که دیگران را

از خود خوبتر

می بینند ...

میم عین

سامرا را 

ندیده ام 

امّا هر که

مرا میبیند

می شناسد

که گدای 

حرم سلطان

سامرایم ...

میم عین

ای باران

برای باریدن 

تعارف نکن ، 

دیگر چشم هایم

خشک شده اند .

میم عین

تو را دیدم

امّا نشناختم ،

تو مرا دیدی

امّا نه ... ! 

خودت را 

دیده ای ...

میم عین

مرا منکر

می شوند

چرا که 

غیر تو را

انکار میکنم ...

میم عین

آدم سیاسی

شده ام از وقتی

که با نگاهت

در من انقلاب را

رهبری کرده ای ...

میم عین

توان مقابله 

ندارد باران 

آسمان با 

باران چشم

های من وقتی

که یاد تو آید .

میم عین

عید من

روضه است

که جان 

دوباره ای

می گیرم ...

میم عین

شاید دلت یادم 

کرده است که 

دلم هراسان در 

شهر دنبال تو 

در میان این 

همه دید و بازدید 

می گردد ...

میم عین

خدا خواست 

مهربانی خود را 

به زمین آورد ، 

مادر را آفرید ...

میم عین

الهی

فقیرانی که

تو را ندارند 

به ثروت

دنیایی خود

می بالند ...

میم عین

شاید باور

نداشته 

باشی که

تمام باور

من در تو

خلاصه 

می شود ...

میم عین

پاهایم 

می نالند ،

اربعین 

کی میآیی؟!

میم عین